اکثر اقایان تلقیح اسپرم مرد را بعد از فوت او به همسرش جائز نمی دانند که ظاهرا به علت انقطاع زوجیت باشد
(السّؤال ١٧٦٠): إذا اخذ حيمن الرجل بموافقته و بالوسائل الطبية لتلقيح زوجته تلقيحاً صناعياً و لكنّه توفّي قبل أن يتمّ التلقيح و تمّت العمليّة بعد وفاته و أنتجت طفلاً فهل يعتبر الطفل الابن الشرعي للمتوفّى فيرثه؟
الجواب: هذا العمل غير جائز و لكن بما أنّهم كانوا جاهلين به فالطفل ابن حلال و تسري عليه أحكام المحرميّة و يرث الاُمّ و لا يرث الأب.[1]
س ١٣١٦: رجل استخرج (حيمناً) من منيه وطلب حفظه وأوصى إن هو مات أن تلقح به زوجته بعد وفاته لانه لم يرزق طفلاً فمات ولقحت به زوجته بعد شهرين من وفاته وحملت منه.
أ - فما حكم هذه الوصية؟
- هذه الوصية غير نافذة لان المرأة بموت الزوج تخرج عن عصمته ويحرم تلقيح المرأة بماء غير زوجها.[2]
بسمه تعالى في مفروض السؤال إذا كانت الزوجة مؤتمنة و لم تتزوج بعد وفاة زوجها و لم يدخل بها أحد و كان المني محفوظا و لم يشتبه بغيره يلحق المولود بالرجل المتوفى و أما الارث فلا يرثه لأن المستفاد من الآيات المباركة و السان المعصومية عليهم السّلام أن الوارث لا بد أن يكون موجودا - حملا كان أو وجودا خارجيا - حال انتقال تركة المورّث إلى الوارثين و المفروض انه لم يكن كل واحد منهما، فلا يرث لانتقاء الشرط [3]
مسألة ٦٩: يجوز تلقيح المرأة صناعياً بمنيّ زوجها ما دام حياً و لا يجوز ذلك بعد وفاته على الأحوط لزوماً و حكم الولد المولود بهذه الطريقة حكم سائر أولادهما بلا فرق أصلاً إلّا إذا كان التلقيح بعد وفاة الزوج فإنه لا يرث منه في هذه الصورة و إن كان منتسباً اليه،[4]
سؤال ۹۸۷. اسپرم مردى را قبل از وفاتش گرفته و نگهدارى كردند و پس از وفات به رحم همسر او پيوند زدند. آيا اين فرزند از جهت نسب و ارث، به اقوام مرد ملحق مىشود؟
بسمه تعالى: هرگاه تلقيح اسپرم در حال حيات زوجين انجام گيرد، فرزندِ هر دو محسوب مىشود و ارث مىبرد، ولى تلقيح پس از وفات شوهر اشكال دارد، زيرا زوجيت باطل شده است و زن در حال عدهى وفات است و اگر بر فرض، اين تلقيح صورت بگيرد، فرزند ارث نخواهد برد. واللّٰه العالم[5]
فیاض : إذا مات رجل و كان قبل وفاته قد أودع السائل المنوي في هذه البنوك، فهل يجوز أن تلقح به بيوض زوجته بعد وفاته أم لا؟
الجواب: يشكل جواز تلقيح ذلك في رحم زوجته بعد وفاته.[6]
لا يترتب عليه أحكام ولد الزنا, و هو ولد الميت حقيقية, و أما حقوق الأبوة و البنوة فلا موضوع لها في مفروض المسألة و الله العالم.[7]
تقریبا تمام کسانی که متعرض مساله شده اند نوشته اند که کودک از پدرارث نمی برد و ظاهرا غلت این است با فوت پدر اموال او به ورثه او می رسد و بعد از تحقق فرزند جدید وجهی برای برگشت ارث وجود ندارد هر چند اشکال اینکه وراث باید حین مرگ موجود باشند دلیل محکمی ندارد
بلی مشکلی از ناحیه ارث وارث کافر مطرح شده است که اگر وارث کافر بعد از فوت مورث و قبل از تقسیم ارث مسلمان شود ارث می برد وشاید کسی از این باب بگوید معلوم می شود که زمان انتقال قطعی اموال مورث هنگام تقسیم ارث است لذا اگر تلقیح مصنوعی تا قبل از تقسیم ارث صورت بگیرد فرزند جدید ارث می برد و الا خیر
مسألة: ٤ لو مات مسلم أو كافر و كان له وارث كافر و وارث مسلم غير الامام و أسلم بعد موته وارثه الكافر، فان كان وارثه المسلم واحدا[8]اختص بالإرث و لم ينفع لمن أسلم إسلامه، و كذا ان كان متعددا و كان إسلام من أسلم بعد قسمة الميراث بينهم، و أما لو أسلم قبل القسمة شاركهم في الإرث ان ساواهم في المرتبة و اختص بالإرث و حجبهم عنه ان تقدم عليهم، كما إذا كان ابنا للميت و هم اخوته.[9]
مسألة: ٥ لو أسلم الوارث بعد قسمة بعض التركة دون بعض كان لكل منهما حكمه، فلم يرث فيما قسم و اختص بالإرث أو شارك فيما لم يقسم.[10]
بنا بر این اشکال اینکه مال متوفی به محض موت به ورثه منتقل می شود و چیزی باقی نمی ماند که با ارث به فرزند جدید برسد به اینکه اگر هم منتقل شود انتقال متزلزل است و قابل عود است مندفع می شود .
لذا می توان گفت اگر بعد از تقسیم ارث تلقیح انجام شد دیگر ارث به فرزند جدید نمی رسد .
أن الوارث لا بد أن يكون موجودا - حملا كان أو وجودا خارجيا - حال انتقال تركة المورّث إلى الوارثين[11]
اما اگر تلقیح قبل از تقسیم مال بین ورثه صورت گرفت ظاهرا مانعی نباشد از اینکه او هم یکی از وراث بشود چون بنا بر فرض حتی اگر اصل عمل را هم جائز ندانیم فرزند لقاح یافته حکم زنا زاده را ندارد تا از ارث محروم باشد بلکه فرزند حلال زاده است ونهایت حکم ولد شبهه را دارد و وجهی ندارد که از ارث محروم شود و اگر اصل عمل را هم جائز بدانیم به طریق اولی وجهی برای عدم ارث فرزند لقاح یافته وجود ندارد و این فرزند هم در کنار سائر وراث مثل وقتی که فرزند کافر مسلمان شود ارث می برد .
محمد عطایی 01/10/12
نتایج
الف ) گفته شده اگر تلقیح نطفه مرد بعد از مرگ او صورت بگیرد کودک از متوفی ارث نمی برد .
ب ) ظاهرا باید تفصیل قائل شد وگفت اگر تلقیح قبل از تقسیم ارث انجام گیرد فرزند جدید ارث می برد.
ج ) بلی اگر تلقیح بعد از تقسیم ارث بین ورثه موجود صورت بگیرد ؛ فرزند جدید ارث نمی برد
[1] مکارم شیرازی، ناصر. گردآورنده ابوالقاسم علیاننژادی, و کاظم خاقانی. ، 1385 ه.ش.، الفتاوي الجدیدة (مکارم)، قم - ایران، مدرسة الإمام علي بن أبي طالب (علیه السلام)، جلد: ۲، صفحه: ۴۷۰
[2] طباطبایی حکیم، محمد سعید. ، 1433 ه.ق.، الفتاوی (حکیم)، قم - ایران، دار الهلال، صفحه: ۴۱۰
[3] موسوی سبزواری، عبدالاعلی. نويسنده محمد کاظم بن عبد العظیم یزدی. ، 1413 ه.ق.، مهذب الأحکام في بیان الحلال و الحرام، قم - ایران، السید عبد الاعلی السبزواری، جلد: ۳۰، صفحه: ۳۲۷
[4] سیستانی، علی. ، 1422 ه.ق.، المسائل المنتخبة (سیستانی)، قم - ایران، مکتب آية الله العظمی السيد السيستاني، صفحه: ۵۷۷
[5] سبحانی تبریزی، جعفر. ، 1389 ه.ش.، استفتاءات (سبحانی)، قم - ایران، مؤسسه امام صادق علیه السلام، جلد: ۱، صفحه: ۳۲۰
[6] . المسائل المستحدثة (للفياض)، ص: 185
[7] فیاض، محمد اسحاق. ، 1426 ه.ق.، المسائل المستحدثة (فیاض) (مسائل الطبیة)، کویت -، مؤسسة المرحوم محمد رفيع حسين معرفي، صفحه: ۱۸۵
[8] الا إذا كانت هي الزوجة، فإنه ان أسلم الوارث الكافر قبل تقسيم الإرث بينها و بين الإمام يأخذ نصيبه، فلو كان ولدا فللزوجة نصيبها الأدنى و الا فالأعلى، و أما ان كان الوارث منحصرا بالإمام عليه السلام فإن أسلم الكافر من الورثة فهو أولى منه عليه السلام.
[9] اصفهانی، ابوالحسن. محشی محمدرضا گلپایگانی. ، 1393 ه.ق.، وسیلة النجاة (گلپایگانی)، قم - ایران، مهر استوار (چاپخانه)، جلد: ۳، صفحه: ۲۷۸
[10] اصفهانی، ابوالحسن. محشی محمدرضا گلپایگانی. ، 1393 ه.ق.، وسیلة النجاة (گلپایگانی)، قم - ایران، مهر استوار (چاپخانه)، جلد: ۳، صفحه: ۲۷۸
[11] . موسوی سبزواری، عبدالاعلی. نويسنده محمد کاظم بن عبد العظیم یزدی. ، 1413 ه.ق.، مهذب الأحکام في بیان الحلال و الحرام، قم - ایران، السید عبد الاعلی السبزواری، جلد: ۳۰، صفحه: ۳۲۷
اینجانب محمد عطایی پاسخگوی مسائل شرعی هستم و به همین جهت برخی مسائل را بررسی نموده و نتیجه را در اینجا منعکس میکنم