الف ) نبش قبر مومن بدون غرض عقلایی جائز نیست .
الف ) نبش قبر مومن بدون غرض عقلایی جائز نیست .
الف ) اگر فرد غیر بالغ ممیز کالایی را از بین ببرد ضامن است .
ب ) فرقی نمی کند که مالک مال را در اختیار او گذاشته باشد یا خیر
ج ) اگر طفل غیر ممیز کالایی را از بین ببرد ضامن نیست .
فرزند مسلمان اگر بعد از بلوغ اسلام را قبول نکرد بنا بر نظر مشهور احکام مرتد فطری یا حد اقل ملی را دارد ولی محل تامل است .
الف ) در ضمان و حواله نتیجه یکی است , یعنی مشغول الذمه شدن ضامن و محال علیه
ب ) در ضمان ایجاب از طرف ضامن است و در حواله از طرف بدهکار
ج ) درحواله اگر محال علیه بدهکار باشد رضایت او شرط نیست و الا شرط است
د ) در ضمان اگر ضامن طلب کار باشد رضایت طلب کار شرط نیست و الا رضایت او لازم است.
الف ) بنا بر اینکه وقف یعنی بقاء عین مال و استفاده از منافع آن تا ابد ؛ بیع و تبدیل آن جائز نیست .
ب ) اگربیع و تبدیل آن جائز شود کاشف از این است که وقف نبوده بلکه حبس بوده است .
الف ) وقف به صورت منقطع الاخر و یا مشروط مانعی ندارد و صحیح است .
ب ) منتهی اصطلاحا حبس نامیده می شود .
قسم خوردن به نیابت از دیگران جائز نیست.
الف ) قسم در محاکم قضایی مسلمین باید به خدای سبحان باشد.
ب ) اهل کتاب میتوانند به کتاب مقدس خودشان قسم بخورند
ج ) سائر کفار حق قسم خوردن در دادگاه را ندارند و اگر نوبت به قسم آنها برسد حاکم باید مثل حالت نکول دعوی را فیصله می دهد.
الف ) دیه ولد الزنا طبق روایت هشتصد درهم است .
ب ) با توجه به اینکه دیه ولد الزنا به مجتهد جامع الشرائط می رسد , قاتل باید با او مصالحه کند
استفاده از اب شهری بدون کسب مجوز از سازمان مربوطه شرعا جائز نیست و حکم اب غصبی را دارد.
الف ) ورثه مکلف به پرداخت دیون میت و عمل به وصیت او هستند.
ب ) تا مقداری که به صورت متعارف طول میکشد تا دیون میت را بدهند و به وصیت عمل کنند، می توانند به صورت متعارف در اموال تصرف کنند .
الف ) نکاح معاطاتی امری مرجوح است و در شرائط عادی بهتر است انجام نشود .
ب ) در شرائط خاص اگر طرفین انشاء نفسانی ازدواج داشته باشند و آن را به وسیله امضاء و یا امر دیگری ابراز کنند مانعی ندارد.
الف ) فسخ جعاله حکم است و شرط عدم فسخ به معنی اسقاط حق فسخ اعتباری ندارد.
ب ) شرط اینکه اگر عامل کار را تمام نکند این مقدار پول بدهد به عنوان شرط فعل اشکال ندارد و قطعا لازم الرعایه است .
ج ) شرط نتیجه به اینکه اگر کار تمام نشد فلان مبلغ ملک کار گزار باشد مانعی ندارد.
د ) شرط ضمان در عاریه صحیح است.
شفعه و قصاص حق شرعی هستند و قابل اسقاط می باشند
الف ) چندان روشن نیست که جعاله عقد است یا ایقاع
ب ) اگر عامل بدون اطلاع از جعل جاعل اقدام کند باید نسبت به اجرت کار خود با جاعل مصالحه کند
قاعده فراغ و تجاوز یا اصاله الصحه بر استصحاب تقدم دارد.
الف ) ولایت پدر حکم است و قابل اسقاط و و اگذاری نیست
ب ) حضانت به معنی حفظ کودک حکم و تکلیف است نسبت به مرد و زن منتهی حکم و تکلیفی که در آن مباشرت شرط نیست
ج ) مشهور حق حضانت مادر را حق قابل اسقاط می داند ولی در پدر خیر ولی ظاهرا باید یک حکم داشته باشد
د ) حق ارضاع مادر هم طبق نظر مشهور حق است و قابل اسقاط
لزوم در ضمانت و کفالت حق است بنا بر این قابل اسقاط است
کلیه خیارات ( مجلس .حیوان . تاخیر . رویت . غبن ) قابل اسقاط هستند.
الف ) مرتهن حق تصرف در مال مورد وثیقه را ندارد مگر با اجازه راهن و این حق است و قابل اسقاط یا اجازه کلی
ب ) منافع و نمائات عین موقوفه در مدت رهن برای راهن می باشد و این حق است و قابل اسقاط یا اجازه کلی
ج ) عین مرهونه در دست مرتهن امانت است و این هم حق است مثل باب اجاره
د ) راهن حق دارد با مرتهن شرط کند که عین مرهونه را اصلا نفروشد یا به قیمت خاصی بفروشد یا به شخص خاصی بفروشد
ه ) مرتهن می تواند در هنگام رهن این حق خود را ( ممانعت از استفاده راهن ) اسقاط کند
و ) يلزم من جهة الراهن بل المرتهن أيضا و ان كان له إسقاط حقه منه
ز ) مرتهن حق دارد در صورت فوت و افلاس راهن مال خود را بدون قانون افلاس از اموال میت بردارد. و ظاهرا می توان با شرط این حق را نا دیده گرفت.
الف ) در بین زن و شوهر ارث حکم است . قرار دادن وارث و اینکه چه کسی وارث است در اختیار انسان نیست و بنا بر این شرط توریث در عقد موقت خلاف احتیاط است و اگر شد با وراث دیگر مصالحه شود.
ب ) شرط نفقه در عقد موقت مانعی ندارد و لازم الرعایه است .
ج ) در عقد دائم شرط اسقاط نفقه محل اشکال است .
د ) در عقد دائم مهریه حق محض زن است . و هر نوع تصرفی در آن مانعی ندارد .
ه ) درذ عقد موقت مهریه باید باشد اما شرط اسقاط ( ابراء ) آن به شرط نتیجه مانعی ندارد.
و ) حق مبیت حق زن است و میتواند اسقاط کند .
ز ) حق المواقعه حکم است و قابل اسقاط نیست
ح ) شرط نداشتن حق الجماع باطل است اما شرط عدم جماع مانعی ندارد.
ط ) حق طلاق مرد حکم است و قابل اسقاط نیست.
ی ) حق رجوع در طلاق رجعی حکم است و قابل اسقاط نیست .
ک ) خروج زن از منزل شوهر در زمان ازدواج و در طول عده طلاق رجعی حکم است
ل ) حق مسکن حق است.
م ) حق رجوع به بذل حکم است و زن حق اسقاط آن را ندارد.
ن ) حق فسخ حکم است
ص ) تدلیس مثل بقیه امور مالی است
ع ) حق استیلاد ظاهرا با فرض ثبوت اصل مدعی و حکم بودن آن هم مثل اصل تمکین و دخول ثابت می شود . و نمی توان گفت با اسقاط این حق از بین می رود.
رجوع و عدم رجوع در هبه مثل بقیه معاملات حق است نه حکم غیر قابل تصرف .
مشهور می فرمایند: حق قابل اسقاط است و حکم قابل اسقاط نیست
الف ) یکی از حقوقی که به معنی صحیح کلمه حق است و تمام احکام حقوق بر آن مترتب است تحجیر است.
ب ) ظاهرا حق تحجیر قابل بیع و صلح هست .
اگر اصل استیلاد ثابت شود که محل تامل است حکم است و قابل اسقاط نیست
اینجانب محمد عطایی پاسخگوی مسائل شرعی هستم و به همین جهت برخی مسائل را بررسی نموده و نتیجه را در اینجا منعکس میکنم