بسم الله الرحمن الرحیم
طهارت ذاتی الکل
ظاهرا باید ملتزم بود که ماده اصلی الکل یعنی اتانول با فرمول شیمیایی C2H5OH گرفتهشده از جو یا عرق ( مشروبات الکلی ) که مایعی بیرنگ و فرار وبا بویی بسیار تند است که از تخمیر شکرها به دست میآید. فی حد نفسه پاک است چرا که این ماده در نان و تقریبا تمام آب میوه های شیرین وجود دارد .
نان
نان برای آماده شدن باید فرآیند تخمیر را بگذرانند. اگر تکهای نان را ببُرید و آنرا بو کنید، میفهمید که بوی آن مشابه بوی الکل است. تفاوت نان با الکل در این است که نان برای آماده شدن نهایی باید وارد تنور شود و اکثر الکل تولید شده طی فرآیند تخمیر در تنور بخار میشود. با این حال درون نان بخشی از الکل تولید شده باقی میماند و ممکن است میزان موجودی الکل در نان در برخی تکهها به ۱.۹ درصد حجمی نیز برسد. نانهایی که مدت زمان بیشتری تحت فرآیند تخمیر بودهاند، درصد الکل بالاتری دارند و حذف این میزان الکل کار چالشبرانگیزی است.
آب پرتقال و دیگر میوهها
آب پرتقال شکر بالایی دارد و به همین دلیل الکل موجود در آن نیز بالا میرود. آب برخی دیگر از میوهها نیز الکل نسبتاً بالایی دارد. به طور کل آب پرتقال میتواند تا نیم درصد الکل داشته باشد و از آنجا که میزان الکل آن زیر حد آستانهی اتحادیهی اروپایی است، آنرا نوشیدنی الکلی نمینامند. لازم به ذکر است که آب برخی از میوهها ممکن است تا ۰.۷۷ گرم بر لیتر الکل داشته باشد. به همین خاطر مقادیر زیاد آب میوه برای کودکان توصیه نمیشود.
اما دلیل اختلاف در طهارت و نجاست الکل به دلیل روش تهیه الکل طبی یا صنعتی بر میگردد یعنی اگر الکل مستقیما از چوب به دست اید ؛ یقینا پاک است ؛ اما اگر الکل از مشروبات الکلی به دست بیاید به دلیل نجاست مشروبات الکی در طهارت و نجاست عارضی الکل اختلاف است که ناشی از اختلاف در این مساله عروه است .
(مسألة 4): المطلق أو المضاف النجس يطهر بالتصعيد لاستحالته بخاراً ثمّ ماءً.[1]
که برخی از اعاظم ( ال یاسین و بروجردی و خمینی و خوانساری و حائری و گلپایگانی و فیروز ابادی و منتظری و فاضل و شاهرودی و نجفی و میلانی و رفیعی [2]) بر این مساله حاشیه دارند.
و ظاهرا اشکال از ناحیه حکم استحاله است یا مصداق ان ؛ یعنی برخی اصل استحاله را به طور کلی مطهر نمیدانند [3] و برخی این موضوع را از مصادیق استحاله نمی دانند .
ولی همانطور که اقای فیاض تصریح کرده اند مساله مبتنی بر استحاله نیست که اشکال شود
الحكم بعدم نجاسة البخار الحاصل من المائع المتنجّس ليس مبنيا على مطهرية الاستحالة في المتنجّسات، فإن النزاع فيها إنما هو في مورد يكون المستحال اليه في نفسه قابلا للاتّصاف بالنجاسة و البخار المذكور خارج عن موضوع ذلك النزاع، فإنه في نفسه لا يقبل النجاسة كسائر الغازات، و من هنا لو قلنا بعدم مطهرية الاستحالة فمع ذلك لا مناص من الحكم بعدم نجاسة البخار.[4]
یعنی بعد از تبخیر بخار هر ماده ای که باشد دیگر متصف به نجاست و طهارت نمی شود و معنی ندارد که بخار که گاز است را نجس بدانیم اما اینکه بعدا بخار در اثر تصعید به مایع تبدیل می شود باید دید این مایع به دست آمده چه نامیده می شود و حکم طهارت و نجاست تابع آن اسم است .
(قاعدة انتفاء الحكم بانتفاء الاسم) و هي: من القواعد المعتبرة الفقهية، بل المتعارفة في المحاورات، تعرض لها صاحب الجواهر (قدّس سرّه) «1» فقال: «إنّها المعروف في ألسنة الفقهاء في سائر الأبواب». و مدركها الاستقراء، و السيرة، و الإجماع بل الضرورة.[5]
بنا براین اگر با میعان ماده جدیدی شکل گرفت به علت مبداء ان متصف به طهارت و نجاست نمی شود بلکه باید دید فعلا چه ماده ای داریم و ایا این ماده بخودی خود نجس است یا پاک و با توجه به اینکه الکل فی حد ذاته نجس نیست وجهی برای نجاست الکل حاصل از میعان وجود ندارد .
بنا براین استفاده از الکل به هر میزان در محصولات غیر خوراکی مانعی ندارد و موجب نجاست یا حرمت استفاده از ان نمی شود
خوردن وآشامیدن مواد غذایی مشتمل بر الکل
با توجه به اینکه علت اصلی حرمت مسکرات که قطعا خوردن انها ( صرف نظر از طهارت و نجاست انها که محل خلاف است ) حرام است ، حالت اسکار است که به واسطه الکل ایجاد می شود ؛ اگر الکل اضافه شده درمواد غذایی به حدی برسد که موجب مسکر شدن ان خوراکی بشود به علت حرمت مسکرات خوردن ان حرام است و لو از لحاظ طهارت و نجاست قائل به طهارت ان باشیم .
32027- 3- «5» وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ كُلَيْبٍ الصَّيْدَاوِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ «6» كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.[6]
32030- 6- «6» وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ النَّبِيذِ- فَقَالَ حَرَّمَ اللَّهُ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا- وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنَ الْأَشْرِبَةِ كُلَّ مُسْكِرٍ.[7]
محقق خویی : لا ريب و لا إشكال في ان المسكرات المائعة بالأصالة ملحقة بالخمر من حيث حرمة شربها لما ورد في جملة من الاخبار من ان اللّٰه لم يحرم الخمر لاسمها و لكن حرمها لعاقبتها مضافا الى غيرها من الاخبار الواردة في حرمة مطلق المسكر [8]
بنا بر این محصولا ت خوارکی که مشتمل بر الکل باشد از لحاظ کلی حلال است و پاک است مگر اینکه مسکر باشد که در صورتی که مسکر باشد طبق نظر مشهور اگر مایع نباشد پاک و اگر مایع باشد نجس است اما خوردن آن مطلقا حرام است .
از لحاظ کلی با توجه به طهارت الکل مواد غذایی مشتمل بر الکل تا وقتی یقین به مسکر بودن آن نداشته باشیم ؛ حلال است و تنها با علم به اسکار ان حرام می شود.
البته با توجه به اینکه تاثیر الکل در افراد مختلف متفاوت است و برخی با مقداری اندک و برخی با مقداری بیشتری مست می شوند و همچنین سکر هم مراتب مختلفی دارد ملاک حرمت اولین درجه اسکار و حد وسط مردم می باشد.
سبزواری : المدار في الإسكار على متعارف الناس، فما كان مسكرا نوعا فهو حرام و نجس، و لو لم يحصل السكر بالنسبة إلى شخص، لاعتياد أو نحوه.
للسكر مراتب متفاوتة يكفي في النجاسات ثبوت أول مراتبها و إن لم تصل إلى سائر المراتب.[9]
منتهی سوال اساسی در اینجا این است که ایا درصد خاصی از الکل را میتوان ملاک حرمت و نجاست قرار داد یا فقط امری عرفی است .
ظاهرا در منابع فقهی ما اسکار امری عرفی تلقی شده است و البته در زمانهای سابق امکان اندازه گیری الکل موجود در مواد مختلف وجود نداشته است اما فعلا ایا می توان از روی در صد الکل موجود در مواد غذایی حکم به حلیت یا حرمت آن داد .
اقایان نورمحمدی و عبادی در مقاله ای مقدار مجاز الکل را یک در صد دانسته اند [10]
و آقای سیستانی در پاسخ به چند سوال دارند
پرسش: آیا همه انواع الکل (صنعتی طبی و..) پاک هستند؟
پاسخ: بله همه انواع الکل ها پاک اند، اما خوردن آنها جایز نمی باشد.
پرسش: شکولاتی که دارای الکل (نه شراب) هست خوردنش جایز است؟
پاسخ: اگر درصد الکل آن ناچیز باشد (۲%) یا کمتر باشد، اشکال ندارد.
پرسش: استفاده از داروهایی که در آنها مقداری الکل مخلوط شده است (مثلاً ۴%) جایز است ؟
پاسخ: خوردنش جایز نیست، ولی می توانید آن را با آب رقیق کنید به حدی که نسبت الکل آن ناچیز شود مثلا به (۲%) یا کمتر برسد که در این صورت خوردنش مانعی ندارد.[11]
در این سوال و جواب ظاهرا مراد از عدم جواز خوردن الکل خوردن الکل خالص است و الا درجواب دوم خوردن الکل را مجاز می دانند و در پاسخ سوال اخیر هم رقیق کردن الکل را مجوز جواز خوردن ان می داند که ظاهرا منوط به این است که مسکرات الکلی را نجس نم یدانند و الا اگر مواد با چهار در صد الکل مسکرا نباشند که خوردن ان حرام نیست و مثل کمتر از دو در صد می باشد و اگر مسکر باشد و طبق نظر مشهور همه مسکرات را نجس بدانند با رقیق کردن ان هر چند مسکریت ان از بین می رود اما نجاست ان باقی است و خوردن ان به جهت نجاست حرام است .
نکته ای که باقی می ماند علت این است که چرا ایشان خوردن داروهایی که 4 در صد الکل دارند را جائز نمی دانند که ظاهرا از باب قیاس به فقاع است که گفته شده مقدار الکل فقاع چهار در صد است و از این جهت هر محلولی که چهار در صد الکل دارد و لومسکر نباشد مثل فقاع حرام است .
اقای مکارم : گروهى از داروهاى تزریقى به دلیل مسائل فرمولاسیون حاوى مقادیرى الکل هستند. مصرف این گونه داروها چه حکمى دارد؟
اگر از الکلهاى طبى در آن استفاده شود و در شرایط فعلى جنبه مایع مسکر ندارد، اشکالى ندارد.[12]
الف) در مواردى الكل حكم دارو دارد (مثل مسموميّت با متانول) و خوردن آن ضرورت پيدا مىكند. در اين گونه موارد شُرب الكل چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه از الكلهاى مستكننده و در غلظتهاى قابل شرب باشد، تنها وقتى جايز است كه داروى منحصر به فرد محسوب شود و جانشينى نداشته باشد.
ب) گروهى از داروهاى تزريقى به دليل مسائل فرمولاسيون حاوى مقاديرى الكل هستند. مصرف اين گونه داروها چه حكمى دارد؟
جواب: اگر از الكلهاى طبى در آن استفاده شود و در شرايط فعلى جنبه مايع مسكر ندارد اشكالى ندارد.[13]
انچه مسلم است انواع مسکرات چه نوشیدنی باشد و چه خوردنی حرام است و فرقی نمیکند که به چه شیوه ای تهیه شود یعنی گاهی اب جو و یا انگور و ... می گذارند که به صورت طبیعی تخمیر شده و محتوی ان الکلی شود و گاهی اب را با الکل و مواد دیگر مخلوط کنند تا ماده مخدری بسازند که این هم حرام است اما سوال اساسی این است که اگر در مواردی الکل به حدی مخلوط شود که عرفا مسکر نباشد و لو به حد چهار در صد برسد ایا باز هم حرام است مخصوصا اگر جنبه دارویی داشته باشد .
بنا بر قاعده حرمت مسکرات و اصل طهارت و حلیت بقیه موارد تا وقتی یقین به مسکریت ماده به دست امده نباشد اصل طهارت و حلیت است ولو مقدار الکل ان بالا باشد مخصوصا که حتی الان هم اکثر مردم وسیله ای برای اندازه گیری الکل موجود در مواد غذایی ندارند و ملاک اصلی حالت اسکار و مستی است که حاصل می شود مضافا بر اینکه حتی حالات ضعیف اسکار هم برای مردم عادی قابل تشخیص نیست و انرا مهم نمی شمارند بلکه اصلا مستی نمی دانند . لذا خوردن داروهای که عرفا به حالت مستی ایجاد نمی کند حرام نیست و ربطی به مقدار الکل ان ندارد.
محمد عطایی 6/6/03
نتایج
الف ) الکل فی حد ذاته پاک است .
ب ) برخی الکل به دست آمده از شراب و ابجو را نجس می دانند که قابل دفاع نیست .
ج ) بنا بر نجاست الکل هر مقدار الکل به مواد غذای و دارویی اضافه شود موجب نجاست ان می شود و به علت نجاست خوردن ان حرام است.
د ) بنا بر طهارت الکل که قابل دفاع بود خوردن مواد غذایی و دارویی مشتمل بر الکل تا به حد مست کنندگی نرسیده مانعی ندارد .
ه ) بهتر است از موارد دارویی و غذایی که به مقدار چهار در صد الکل دارد ولی عرفا مسکر نیست ، اجتناب شود .
[1] . العروة الوثقى (المحشى)؛ ج1، ص: 65
[2] . یزدی محمد کاظم بن عبد العظیم. العروة الوثقی (أعلام العصر، مؤسسة الأعلمي). ج 1، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1409، ص 29.
[3] . طهارة المطلق النجس او المضاف النجس بالتصعيد بخارا محل اشكال وجه الإشكال عدم ورود دليل دالّ على مطهرية الاستحالة لعدم وجود نصّ يذكر فيه لفظ الاستحالة بل كما يأتي إن شاء اللّه عند التعرض لمطهّرية الاستحالة بانّ مطهّريتها لم يثبت إلّا في موارد خاصّة باعتبار دعوى الاجماع او غيره فيها ( ذخيرة العقبى في شرح العروة الوثقى؛ ج1، ص: 251)
[4] . تعاليق مبسوطة على العروة الوثقى (للفياض)؛ ج1، ص: 38
[5] . مهذب الأحكام (للسبزواري)؛ ج1، ص: 137
[6] . وسائل الشيعة؛ ج25، ص: 325
[7] . وسائل الشيعة؛ ج25، ص: 326
[8] . التنقيح في شرح العروة الوثقى؛ الطهارة2، ص: 95
[9] . مهذب الأحكام (للسبزواري)؛ ج1، ص: 398
[10] . https://www.sid.ir/paper/416633/fa
[11] . https://www.sistani.org/persian/qa/0799/
[12] . file:///C:/Users/markaz%20feqhi/Downloads/9%20%D9%86%D8%B8%D8%B1%20%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%20%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%DA%A9%D9%84%DB%8C.htm
[13] . استفتاءات جديد (مكارم)؛ ج2، ص: 39
اینجانب محمد عطایی پاسخگوی مسائل شرعی هستم و به همین جهت برخی مسائل را بررسی نموده و نتیجه را در اینجا منعکس میکنم