بسمه تعالی
سوال : طواف در طبقه دوم با فرض اینکه هم سطح یا مقداری بالاتر از کعبه معظمه است چه حکمی دارد . و اصولا طواف بر گرد کعبه در جایی که بلندتر از کعبه باشد مثل طواف با وسائل پروازی امروزه چه حکمی دارد؟
به طور کلی سه نظر وجود دارد.
اول : مجزی است . اردبیلی [1]و سبحانی [2]و جوادی آملی [3]و صانعی [4]و مکارم [5]
دوم : مجزی نیست و نیابت لازم است. سیستانی[6] و صافی [7]و نوری [8]و شبیری[9]
سوم : احتیاط در جمع است . وحید [10]و خامنه ای [11]
ظاهرا از دو ناحیه باید بحث نمود . اول شرائط اولیه طواف مثل محدوده طواف و اتصال طواف کنندگان و دوم از جهت بالاتر قرار گرفتن طواف کننده نسبت به کعبه معظمه . که این جهت هم در دو قسمت قابل بررسی است . اول در صورتی که بالاتر بودن به مقدار خیلی جزیی است که عرف این مقدار بلندی را نا دیده می گیرد ( مثل طواف در طبقات فوقانی و یا به مقداری بالاتر است که عرف آن را لحاظ می کند (مثل طواف با وسائل پروازی )
ظاهرا کسانی اصولا از باب اینکه شرائط اولیه طواف مثل محدوده طواف یا اتصال طواف کنندگان در طبقات بالا رعایت نمی شود اشکال نموده اند.
هر چند در شرائط فعلی اکثرا اتصال طائفین وجود ندارد
اما از لحاظ حکم طواف در بالاتر از کعبه حتی با وجود سائرشرائط اختلاف از این جهت وجود دارد که اصولا طواف بر بالای کعبه طواف است یا خیر ؟
برخی با این ادعا که طواف بر بالای کعبه عرفا طواف محسوب می شود آن را قبول نموده اند و برخی سعی کرده اند با توسعه کعبه به نحو حکومت اطلاق طواف را تصحیح کنند . و در مقابل گروهی نه حکومت را پذیرفته اند و نه اطلاق عرفی را قبول نموده و ناچار حکم به عدم کفایت نموده اند.
آیه 29 سوره مبارکه حج وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ مورد استناد هر دو گروه قرار گرفته است. به این صورت که خود ماده طواف و حرف اضافه "ب" قرینه است بر اینکه طواف باید در جایی انجام شود که بالاتر از کعبه نباشد.[12] و در مقابل گفته شده که عرفا صدق طواف می کند و همین مقدارکافی است.
برخی با قبول عدم صدق عرفی طواف به دلیل چند روایت بحث حکومت را مطرح کرده اند و گفته اند همانطور که قبله توسعه دارد و انحصار به بیت ندارد طواف هم توسعه دارد و اختصاص به بیت ندارد.[13]
و لکن جواب این است که با عدم صدق عرفی قاعده حکومت نمی تواند در صدق عرفی تغییری ایجاد کند. و اگر قبول کنیم که صدق عرفی ندارد امر لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ امتثال نشده است .
اما دلیل حکومت و توسعه شرعی به دو روایت باز می گردد.
اول : مرسلة صدوق که می فرماید: قَالَ الصَّادِقُ(ع) : أَسَاسُ الْبَيْتِ مِنَ الأَرْضِ السَّابِعَةِ السُّفْلَي إِلَي الأَرْضِ السَّابِعَةِ الْعُلْيَا».[14]
دوم : و روى ابن عباس عن النبي صلى الله عليه و آله انه قال: «الطواف بالبيت صلاة إلا أن الله تعالى أحل فيه النطق [15]
که هر دو روایت از لحاظ سند و دلالت مشکل دارد و قابل نقاش نسبت به مورد ادعا می باشد .
به همین جهت برخی گفته اند: از اين رو صدق عرفي و تعبّدي عنوان« طواف حول الكعبه »، بر طواف معذورين از طبقة فوقانيِ مسجدالحرام يا معلوم العدم است و يا لااقل مشكوك.اگر عدم صدق آن معلوم باشد ، كه بي شك مقتضاي آن ، همان فتواي به وجوب طواف نيابي در مطاف است و حتی با فرض شک هم امتثال یقینی حاصل نشده است و نمی توان به آن اکتفاء نمود.[16]
لکن با رجوع به عرف می بینیم که عرف طواف بالاتر از کعبه را در محدوده دو ؛ سه طبقه فعلی طواف می داند و ادعای عدم صدق عرفی یا مشکوک بودن آن مکابره است . و به همین جهت عرف سوال میکند طواف در طبقه دوم چه حکمی دارد و اگر اصل طواف مشکوک بود می پرسید اصلا دور زدن در بالا طواف است یا خیر . نه اینکه طواف صحیح است یا خیر .
بلی کسی که طواف در بالا را کافی نمی داند باید بگوید انصراف دارد و به دلیل خاص این طواف مامور به نیست و نمی تواند صدق عرفی را انکار کند .
به نظر می رسد وجود و عدم جدار کعبه تاثیری در صدق عرفی نداشته باشد همانطور که شیخ طوسی و برخی دیگر فرموده اند: و قال الشافعي: لا بأس بالحائل بين الطائف و البيت، كالسقاية و السواري، و لا بكونه في آخر باب المسجد و تحت السقف و على الأروقة و السطوح إذا كان البيت أرفع بناء على ما هو اليوم، فإن جعل سقف المسجد أعلى، لم يجز الطواف على سطحه، و يستلزم أنّه لو انهدمت الكعبة- و العياذ باللّه- لم يصح الطواف حول عرصتها، و هو بعيد.[17]
و اگر در طواف وجود خارجی جدار کعبه موضوعیت ندارد و از طرفی ارتفاع کعبه هم غیر قابل تغییر نیست و تغییر آن مانعی ندارد و می تواند بلند تر از این هم ساخته شود . همانطور که قامت فعلی کعبه قطعا غیر از قامتی است که در زمان رسول خدا و ائمه اطهار بوده است . می توان گفت طواف بر قسمتهایی از مسجد که بالاتر از کعبه است مانعی ندارد بلی اگر عرفا از مسجد خارج باشد چه از لحاظ عرض و چه از لحاظ ارتفاع دیگر صدق عرفی نداشته و مجزی نیست . همانطور که از عبارت زیر در روایت محمد بن مسلم فهمیده می شود : بِمَنْزِلَةِ مَنْ طَافَ بِالْمَسْجِدِ [18] یعنی عرف طواف دور مسجد را اصلا طواف نمی دانند و امام به همین نظر عرف استشهاد نموده است و آنرا مفروغ عنه گرفته است . و الا اگر صدق عرفی داشت معلوم نبود منهی بود یا مامور به.
بنا بر این به نظر می رسد حق با کسانی است که طواف در طبقات بالا را کافی می دانند . بلی اگر کسی معتقد باشد طواف باید حتما بین کعبه و مقام باشد و طواف در خارج از حد مذکور را حتی در فرض ضرورت مجزی نداند . در این صورت چون سازه جدید خارج از مطاف است کفایت نمی کند.
بلی نکته دیگری که باید بیشتر بررسی شود ایا اتصال طواف کنندگان به طرف کعبه برای طواف کننده لازم است یا خیر که با فرض لزوم اتصال که بریخ آقایان مطرح کرده اند در شرائط فعلی طواف تنها در صحن مسجد است که با اتصال انجام می شود و طواف در ساختمان اطراف صحن مسجد الحرام حتی در هم کف بدون اتصال طواف کنند گان است . که از این جهت محل تامل است
بلی اگر کسی بخواهد با وسائل پروازی امروزی بسیار بالا تر از کعبه طواف کند صدق عرفی نداشته و اکتفاء به آن بعید است .
نماز طواف
اما از جهت نماز طواف برخی تصریح نموده اند که نماز در بالا کافی است (نوری و جوادی)و برخی تصریح نموده اند که کافی نیست و باید برای نماز پایین بیاید.( صافی و سیستانی و شبیری و اردبیلی ) و برخی مسکوت گذاشته اند.
وجه کفایت یا از این باب است که محل نماز را کل مسجد می دانند ( نوری ) با از این باب که صدق نماز پشت مقام می کند ( جوادی آملی ) و ظاهرا وجه عدم کفایت هم این باشد که نماز در طبقه بالا عرفا نماز پشت مقام نیست و کفایت نمی کند .
ظاهرا کسی در نماز طواف مقید نکرده باشد که باید به نحوی نماز بخواند که مقام ابراهیم از لحاظ ظاهری بین او و کعبه واقع شود . بنا بر این اگر کسی در طبقه بالا در جایی نماز بخواند که اگر پایین بود در آنجا نماز صحیح بود در اینجا هم صحیح است و صدق خلف مقام می کند . همانطور که اگر کسی نتواند در پشت مقام نماز بخواند ؛ در دو طرف مقام کافی است.
بنا بر این ظاهرا حق با کسانی است که نماز را در بالا کافی می دانند و کسانی که کافی نمی دانند ملاک را وجود سنگ مقام بین نماز گذار و کعبه می دانند که دلیلی ندارد . بلی نماز باید خلف مقام باشد غیر از این است که سنگ مقام بین مصلی و کعبه قرار گیرد و اشکال مثل طواف بر گرد کعبه است و لذا نظر کسانی که طواف در بالا را کافی می دانند ولی نماز را کافی نمی دانند ( اردبیلی ) قابل دفاع نیست. چون نمی توان قبول نمود که امر طواف از نماز طواف اسهل باشد که طواف بر فوق کعبه جائز باشد اما نماز طواف بر فوق مقام مشکل داشته باشد.
علی ای حال اگر امر دائر شود بین نماز خود فرد در بالا مباشره یا نائب گرفتن برای نماز مثلا اجازه ندهند فرد با ویلچر به صحن وارد شود و مجبور باشد یا در بالا نماز بخواند یا نائب بگیرد . ظاهرا تقدم با نماز در بالا توسط خود فرد است و نوبت به نیابت برای نماز در صحن مسجد نمی رسد.
محمد عطایی 6/12/92
نتایج
الف ) طواف با حفظ سائر شرائط در طبقات بالا و فراتر از کعبه مانعی ندارد ولی با وسائل پروازی جائز نیست .
ب ) نماز طواف را می توان در همان بالا خواند .
[1] . آیت الله موسوی اردبیلی: طواف افراد حتی افراد سالم بر سازه طبقه اول و دوم به شرط اتصال به مطوفین در صحن مسجدالحرام در تمام دوره ها صحیح است؛ ولی نماز طواف را احتیاطا باید در صحن مسجد، پشت مقام به جا آورند.
[2] . آیت الله سبحانی: الف؛ اگر ایگاه جدید بر پایین تر از سقف کعبه قرار گیرد، مسلما طواف مجزی خواهد بود و در این قسمت فرقی میان معذور و غیر معذور نیست. ب؛ جایگاه جدید بالاتر از سقف کعبه؛ اما پایین تر از دیوار پشت بام کعبه باشد، در این صورت کسانی که معذورند و امکان طواف در کف مسجد یا طبقه دوم ندارند، برای آن ها مجزی است، بلکه می توان گفت برای مطلق زایران حتی افراد مختار نیز کافی است، زیرا عرفا می گویند؛ طاف بالبیت..
ج؛ جایگاهی که در فضای بالاتر از پشت بام کعبه باشد، مسلما برای مختار کافی نیست؛ ولی کسانی که نمی توانند از سه راه پیشین بهره بگیرند، طبق قاعده میسور (اصول فقه) کافی خواهد بود.
[3] . آیت الله جوادی آملی: طواف و نماز طواف افراد توانا و ناتوان بر روی سازه یاد شده صحیح است، هر چند سطح زمین افضل است.
[4] . آیت الله یوسف صانعی: ظاهرا طواف در طبقه فوقانی مسجد الحرام(ولوبالاتر ازمحل جدید الاحداث در مورد سوال) که طواف فضا و هوای متعلق به بیت باشد،مانند طواف در طبقه پایینی و صحن مسجد الحرم مجزی و صحیح می باشد.
[5] . آیت الله مکارم شیرازی: طواف در طبقه اول سازه موقت، اشکالی ندارد؛ ولی در طبقه دوم هرگاه ثابت شود بالاتر از بام کعبه است، جایز نیست؛ مگر در ضرورت. نماز در طبقه اول، پشت مقام اشکالی ندارد و در طبقه دوم سازه جز در مقام ضرورت جایز نیست.
[6] . آیت الله سیستانی: اگر سازه جدید از دیوار بام کعبه معظمه کوتاه تر است، هر چند از سطح بام کوتاه تر نیست، طواف بر آن جایز است و در مورد نماز طواف به تفصیل یاد شده در رساله مناسک عمل شود
[7] . آیت الله صافی گلپایگانی: به طور کلی چنانچه طواف در سازه جدید، همسطح یا بالاتر از دیوار کعبه معظمه باشد، طواف صحیح نیست و نایب باید از طرف معذور در طبقه همکف مسجد طواف را انجام دهد و نماز هم در طبقه همکف پشت مقام خوانده شود.
[8] . آیت الله نوری همدانی: طواف در طبقه اول سازه فلزی برای همگان حتا افراد سالم، صحیح و مجزی است و طواف در طبقه دوم نیز تنها برای معذورینی که با ویلچر طواف می کنند و ارتفاع آن ها از یک متر بیشتر نیست، صحیح و مجزی است و نسبت به نماز، به طور کلی در هر جای مسجدالحرام (همکف، طبقه اول و دوم) خوانده شود، صحیح است، هر چند مستحب موکد خلف مقام است.
[9] . آیت الله شبیری زنجانی: در فرضی که محدوده شرط نباشد در مناسک م۱۴۱۵ توضیح آن آمده طواف از سازه فلزی چه طبقه اول و چه طبقه دوم حتی برای غیر معذورین صحیح و مجزی است. نماز طواف در طبقه اول سازه به شرط آنکه در همان سازه پشت مقام بخواند کافی است؛ اما نماز طواف در طبقه دوم سازه کافی نیست و در صورت ناتوانی نایب بگیرد.
[10] . آیت الله وحید خراسانی: به سه شرط طواف از سازه فلزی (چه طبقه اول و چه طبقه دوم) صحیخ است: ۱٫ سازه در محدوده مسجد قدیم باشد. ۲٫ بنابر احتیاط حائلی نباشد. ۳٫ ارتفاع سازه از دیوار کعبه پایین تر باشد و در غیر این صورت، نایب بگیرد و به احتیاط واجب خودش در طبقه طواف کند.
[11] . خامنه ای: در فرض سوال، طواف در طبقه اول صحیح است؛ ولی در طبقه دوم محل اشکال است و برای افراد ناتوان که ناچار از طواف در طبقه دوم هستند، احتیاط این است که علاوه بر آن نایب نیز بگیرند.
[12] . قوام و معنا يافتن واژة «طواف» در جملة «وَ لْيَطَّوَّفُوا» به اين است كه طواف كننده احاطه بر چيزيكه پيرامون آن طواف ميكند (كعبه)، داشته باشد
قرينة دوم، حرف «باء» در «بالبيت»، به معناي الصاق و تماس باشيء يا شخص ـ است؛ خواه الصاق و تماس حقيقي باشد، خواه مجازي.
[13]. گرچه ظهور كلام مثلاً «طاف بالمكان» آن است كه بايد آن مكان را محور طواف خود قرارداد، نه جاي بالاتر يا پايينتر از آن را، ليكن روايت (مرسلة صدوق را كه ذكر خواهيم كرد)، حاكم بر آن است و به تفسير و توسعة چيزي پرداخته است كه قابليت توسعه را دارد؛ چنانكه ادلّة استقبال هم در وجوب محاذات نماز با نفس كعبه ظهور دارد و حد اقلّ براي حاضران در مسجد الحرام چنين است، ولي روايت دست كم صلاحيت توسعه در استقبال را دارد و با توجه به اين نكته كه مورد و متعلّق تكليف در هر دو مسأله (طواف و استقبال) ، كعبه ميباشد، جدّاً بعيد به نظر ميرسد كه تفاوتي ميان اين دو وجود داشته باشد.» فاضل، محمد جواد، مقالة پژوهشي ـ فقهي در بارة طواف از طبقه اول مسجد الحرام، ص6
[14] . من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 246
[15] . الخلاف، ج2، ص: 323
[16]. طواف معذورين عباس ظهيري از اینترنت
[17] . تذكرة الفقهاء (ط - الحديثة)، ج8، ص: 93
[18] . الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 414
اینجانب محمد عطایی پاسخگوی مسائل شرعی هستم و به همین جهت برخی مسائل را بررسی نموده و نتیجه را در اینجا منعکس میکنم