بسم الله الرحمن الرحیم
معنی حکم حاکم
مرحوم سيد مي فرمايد:« الحكم إنشاء الإلزام بشيء من مال أو عقد أو إيقاع أو إنشاء إثبات أمر كما في الحكم بالهلال و نحوه، و لا يعتبر فيه لفظ خاص فيه بل يكفي فيه كل ما دل على ذلك كحكمت، و قضيت، و ألزمت، و أنفذت، و ادفع إليه ماله، بل يكفي فيه قوله: ثبت عندي كذا. إذا قصد به الإنشاء، و لا يكفي إذا قصد به الاخبار، كما أنّ حكمت أيضا إذا قصد به الاخبار لا يكفي، بل يكفي فيه الفعل الدال إذا قصد به الإنشاء كما إذا أمر ببيع مال المحكوم عليه أو أخذ ماله و دفعه إلى المحكوم له.[1]»
حكم عبارت است از ايجاد وادار نمودن به چيزي مثل مال يا عقد ويا ايقاع يا ايجاد تحقق امري ؛ مثل حكم به هلال و امثال آن. و در آن لفظ خاصي لازم نيست بلكه هر چيزي كه دلالت بر اين معني داشته باشد كفايت مي كند. مثل حكمت يا قضيت يا الزمت يا انفذت يا اينكه مال او را به او بده. بلكه اگر به قصد انشاء بگويد: نزد من ثابت شده ؛ كافي است.اما اگر به قصد خبر دادن به كسي بگويد: براي من ثابت شده است ؛ كفايت نمي كند. همانطور اگر به قصد خبر دادن بگويد: حكمت ؛ كافي نيست. حتي اگر به قصدانشاء كاري كند كه دلالت بر آن داشته باشد كافي است. مثل وقتي كه به كسي كه به نفع او حكم شده بگويد: مال خود را بفروش. يا اينكه مال مورد نزاع را برداشته و به او بدهد.
انشاء به معني ايجاد كردن و به وجود آوردن مي باشد « قل هو الذي انشاكم و جعل لكم السمع و الابصار و الافئده قليلا ما تشكرون[2]» و اين انشاء در امور واقعي تنها كا ر خداي سبحان است اما در امور اعتباري هر اعتبار كننده اي مي تواند يك امر اعتباري را ايجاد كند مثلا امر زوجيت را يا تمليك شيي براي كسي كه از امور اعتباري است را هر كس مي تواند ايجاد كند كه اين را اصطلاحا انشاء گويند. و از همين جا معلوم مي شود در انشاء مقدمتا چند چيز لازم است كه ابتدا بايد آن چيزها براي حاكم و انشاء كننده اثبات شود. تا بتواند حكم كند. و حكم همان انشاء است. و آن چيزها غير از حكم است.
اول بايد براي حاكم موضوع ثابت شود مثلا در مورد هلال خودش ماه را ببيند يا دو مرد عادل شهادت دهند يا از طرق ديگر تحقق خارجي هلال براي او ثابت شود. و اين خود واقعه اي است كه قابل اخبار است يعني حاكم مي تواند به كسي خبر دهد كه اين موضوع براي او ثابت شده است ولي اين ربطي به انشاء ندارد ومتاسفانه در امر هلال عوام اين مرحله را با انشاء حكم خلط نموده و به محض اينكه مجتهد يا مرجع مي گويد: اول ماه براي من ثابت شده است. بر اين سخن ترتيب اثر داده روزه مي گيرند يا افطار مي كنند. كه اين كار صحيح نيست.
دوم بايد حكم اين موضوع براي فقيه روشن باشد ؛ مثلا فقيه بايد بداند اگر هلال ماه در يك بلد ديده شد ؛ براي تمام بلاد اول ماه ثابت مي شود يا خير و اين را فتوي گويند و اين هم مقدمه حكم است نه خود حكم و ايجاد نمودن يك امر اعتباري. و مجتهد مي تواند اين نظر خود را اعلام كند و كه اصطلاحا مي گويند فتوي داد يا فتوي خود را اعلام كرد.
شهيد مي فرمايد:« الفرق بين الفتوى و الحكم ان كلاً منهما اخبار عن حكم اللّه تعالى يلزم المكلّف اعتقاده من حيث الجمله: ان الفتوى مجرد اخبار عن اللّه تعالى بان حكمه فى هذه القضيّه كذا والحكم انشاء اطلاق او الزام فى المسائل الاجتهاديه وغيرها مع تقارب المدارك فيها ممّا يتنازع فيه الخصمان لمصالح المعاش»[3].
فرق فتوا و حكم با اين كه هر دو اخبار از دستور خداوند متعال است و اجمالاً مكلّف بايد بدان معتقد باشد اين است كه: فتوا صرفاً اخبار از حكم خداوند متعال است به اين كه دستور الهى در فلان قضيّه چنين است. ولى حكم انشاء آزادى و تبرئه و يا وا دار كردن به چيزي كه دو نفر در مورد آن دعوي دارند؛ البته حكم بايد در مسائل اختلافي باشد كه فقهاء در آن بحث كرده اند (ظاهرا مراد اين است كه محل نزاع از ضروريات دين نباشد يا از مسائلي كه بطلان آن معلوم است نباشد) و همينطور در مورد معاملات باشد نه عبادات.
صاحب جواهر در تفاوت حكم و فتوا مى نويسد: « الظاهر انّ المراد بالاولى الاخبار عن اللّه تعالى بحكم شرعى متعلّق بكلّى كالقول بنجاسة ملاقى البول او الخمر.... وامّا الحكم فهو انشاء انفاذ من الحاكم لا منه تعالى لحكم شرعى او وضعى او موضوعهما فى شيٌ مخصوص.»[4]
در فتوا مجتهد اخبار از حكم كلّى شرعى متعلّق به موضوعات كلي مى دهد. مثل اين كه ملاقى خمر و بول نجس است. اما حكم عبارت است از ايجاد فرمان از سوى حاكم نه از جانب خداى تبارك و تعالى براي حكم تكليفي يا وضعي يا موضوع اين دو حكم در امور خارجي معين.
پس حكم غير از فتوي يا ثبوت موضوع نزد حاكم است يعني حاكم اگر بعد از ثابت شدن موضوع يا ديدن هلال از لحاظ اعتباري آن روز را روز اول ماه قرار داد. حكم تحقق يافته است و الا حكمي محقق نشده است. وصرف ثابت شدن اول ماه نزد مجتهد جامع الشرائط يا حتي امام معصوم تكليفي براي مردم ايجاد نمي كند. و مردم حق ندارند به اثبات ماه براي حاكم ترتيب اثر بدهند مگر براي آنها هم از همان راهي كه براي حاكم ثابت شده يا از راه شرعي ديگري اول ماه ثابت شود.
محمد عطایی آماده برای وبلاگ 99/9/18
نتایج
الف ) حکم حاکم یعنی ایجاد خارجی امر اعتباری
ب ) ایجاد اعتباری امر غیر از علم به آن است
ج ) گاهی علم نسبت به موضوع محقق مس شود و لی به هر علتی ایجاد اعتباری محقق نمی شود .
[1]. « تكملة العروة الوثقى»، ج2، ص: 51
[2]. قران مجيد سوره ملك (67). آيه 23
[3] .« القواعد و الفوائد»، ج1، ص: 321
[4]. « جواهر الكلام » ج40، ص: 100
اینجانب محمد عطایی پاسخگوی مسائل شرعی هستم و به همین جهت برخی مسائل را بررسی نموده و نتیجه را در اینجا منعکس میکنم